قهرمان ميرزا عين السلطنه

مقدمه 12

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

درين خاطرات مطالب خواندنى و متنوع زيادست . از امير موثق زمانى كه در قزوين سمت رئيس اردوى قزاق را داشت چند نامه هست كه درشمار اسناد محسوب مىشود و شايد اصلشان هم در دواير دولتى امروز برجاى نباشد و اين سوادها مغتنم است . دربارهء خود سردار سپه درين خاطرات مطالب تازه هست : از جمله راجع به مقدار سواد او ( ص 5938 ) ، حسب و نسب او ( ص 6010 ) ، زن گرفتن او نوهء مجد الدوله را ( ص 6496 ) ، حرص او به دخالت در امور مملكتى ( ص 6394 ) . بارها و بارها از حركات و رفتار هول‌انگيز او ياد شده است . از جريانهاى مهم امور مملكتى در دورهء حكومت مقتدرانهء قوام السلطنه ، اختيارات مالى است كه وزير ماليهء او مصدق السلطنه از مجلس گرفت ولى عاقبت به درافتادن با مجلس منجر به سقوط دولت قوام شد . سليمان ميرزا درين جريان همان رويهء جنجالى خود را دنبال مىكرد . اين مجلد هم خالى از اطلاعات مربوط به رجال محلى نيست . دربارهء سالار منصور ، مظفر لشكر ، عدل الممالك ، رفعت السلطان ، امير نصرت و عده‌اى ديگر مطالب تازه هست . به مانند هميشه موضوع الموت و مشكلات ملكى و زراعى آن لابلاى قضاياى مملكتى به دقت مطرح است و خواننده بهتر مىتواند از ميزان دلبستگى شديد عز الدوله به آنجا آگاه شود . خود عين السلطنه در همين دوره است كه به وساطت قائم‌مقام الملك رفيع و دستور سردار سپه توانست با ساعد الدوله به توافق برسد و ساعد الدوله متعهد به پرداخت خسارات وارد آورده به عين السلطنه شود ( ص 6670 ) . اگرچه چيزى نگذشت كه ساعد الدوله درگذشت و ديون او برگردن پدرش سپهسالار افتاد كه خود به دولت و مردم و بانك و خويش و بيگانه مقروض بود ( مربوط مىشود به جلد بعد ) . اخبار اروپا به مانند ديگر مجلدات از چاشنيهاى نوشتهء عين السلطنه است . آوردن نوشته‌هاى اهم ، از مطبوعات روز سرگرمى او بوده است . البته براى خوانندهء كنونى كه دسترسى به اصل روزنامه‌هاى آن‌روزگار ندارد اين نقلها مفيدست و خوب مىتواند پى به آن ببرد كه روزنامه‌نگاران مشهورى چون على دشتى و حسين صبا و زين العابدين رهنما چه مىكرده‌اند ، چه مىنوشته‌اند و چرا مبلّغ يكه‌تاز براى سردار سپه بوده‌اند . از نوشته‌هاى دلپذير عين السلطنه درين مجلد توصيفى است كه از كردار و گفتار و رفتار صمصام السلطنهء بختيارى و اطوار و حالات عشيرتى او به تفصيل مىآورد . به راستى بسيار خواندنى است و قطعه‌اى است شيرين ( صفحات 6480 تا 6484 ) . از اين قبيل خواندنيها مذاكراتى است كه ميان كمال الملك و مدرس دربارهء